صدای آمریکا؛ سیمای ایران

به گزارش مجله رویگری، اواخر آبان سال گذشته با وجود افزایش 200 درصدی قیمت بنزین و احتمال اعتراضات مردمی، رسانه ملی خالی از صدای مردم بود و خلاء محتوایی جهت توجیه افکار عمومی در صداوسیما و سایر مکتوبات کاملا به چشم می آمد؛ این درحالی بود که رسانه های معاند از ابتدای گرانی بنزین همراه مردم جلو می رفتند و شکل اعتراضات را تغییر می دادند.

صدای آمریکا؛ سیمای ایران

گروه سیاسی مجله رویگری- کوثر قاسمی؛ برای تامین معاش خانواده اش بعد از ظهرها مسافرکشی می نماید. روزهای تعطیل از ابتدای صبح تا انتهای شب کار می نماید؛ با مشغول شدن در اسنپ، اوضاع مالی خانواده بهتر شده؛ اجاره خانه را زودتر پرداخت می نماید و سفره شان کمی رنگین تر شده، گوشت که کمتر در سفره دیده می شد دوباره به سبد غذایی شان برگشته؛ همه چیز خوب نیست ولی دارد بهتر می گردد اما پنج شنبه شبی بعد از مسافرکشی های بی وقفه، در حالی که مشغول استراحت و تماشای تلویزیون است خبری پخش می گردد که شبیه به یک پتک تمام آرزوهایش را خرد می نماید؛ خبر گرانی بنزین. دولت در اقدامی ناگهانی قیمت بنزین را چند برابر نموده؛ او که با دو شیفت کار کردن چرخ روزگار را به سختی می چرخانده حالا با گرانی هایی که همراه با افزایش قیمت بنزین خواهد آمد، زندگی را چگونه خواهد گذراند؛ خبر تمام می گردد گویی با اتمام خبر او نیز به خاتمه رسیده.

چه باید کرد؟ چه کسی صدای او را خواهد شنید؟ رنج او چه جایگاهی در رسانه ملی و برای دولتمردان دارد؟

دولت و خشم شب بنزینی

24 آبان پنج شنبه ساعت 24، بنزین پس از چند سال به یک باره گران می گردد؛ دولت نرخ بنزین سهمیه ای را 1500 تومان و بنزین آزاد را 3000 تومان اعلام می نماید؛ هم چنین اعلام می گردد مبلغی علاوه بر یارانه ها برای جلوگیری از فشار مالی به حساب مردم واریز خواهد شد؛ گویا دولت مدت هاست به چنین نتیجه ای رسیده اما تصمیم دارد با اعلام ناگهانی این خبر مانع از هجوم مردم به پمپ بنزین ها گردد.

علی عسکری در آذر 98 در هشتمین همایش منشور رسانه درباره اعلام ناگهانی افزایش قیمت بنزین گفت:دولت برای پیشگیری از ایجاد صف های طولانی مقابل پمپ بنزین ها، سیاستِ اعلام خبر ناگهانی بنزین را در پیش گرفت و ظهر روز پنجشنبه به ما گفت که قرار است این خبر ساعت 24 روی آنتن برود.

با وجود قابل پیش بینی بودن اعتراضات مردم در رابطه با گرانی بنزین و این اقدام دولت در نیمه شب 24 آبان که بیشتر به خشم شب شبیه بود تا اطلاع رسانی، آیا دولت و رسانه ها در حوزه قانع کردن و پاسخگویی به مردم پیروز عمل کردند؟

آرشیو صدا و سیما در آبان 98 اما حرف دیگری می گوید؛ خالی از صدای مردم و حتی برنامه ای برای پاسخگویی.

کاملا ملی

رسانه از عوامل موثر بر هویت و امنیت ملی جوامع است؛ تلویزیون می تواند به عنوان مهم ترین و رسمی ترین رسانه جمعی با بازتاب یک روایت از میان روایات، روایت غالب و حاکم بر جامعه را شکل دهد و بر آن مبنا، هویت افراد را بازتولید و اعمال انسان ها را راهنمایی کند.

به گفته رهبر انقلاباندک اشتباه یا عدم صداقت و یا کم کاری در رسانه موجب ضرر زیادی می گردد. راه نیافتن مسائل مردم به ویژه مسائل معیشتی در صدا و سیما و کم کاری رسانه ملی در این موضوع، اعتماد عمومی را خدشه دار می نماید.

با وجود تغییر 200 درصدی قیمت بنزین و احتمال اعتراضات مردمی، رسانه ها خالی از صدای مردم است و خلاء محتوایی جهت توجیه افکار عمومی در رسانه ملی و سایر مکتوبات کاملا مشهود است. در شرایطی که رسانه های معاند از ابتدای گرانی بنزین همراه مردم جلو رفته و شکل اعتراضات را تغییر می دهند، شبکه خبر مشغول پخش اخباری از جنس کشت گلخانه زعفران تا رونق صادرات آبزیان است!

کنداکتور بی بی سی را گرانی بنزین و تجمعات مردمی پر نموده اما صدا و سیما از پخش برنامه ای تحلیلی در رابطه با گرانی بنزین عاجز است؛ شبکه خبر به جای روایت صحیح و ایجاد فضای گفتمان محور تنها به تکذیب بعضی گزارش های شبکه های معاند اکتفا می نماید؛ قطع شدن اینترنت از سوی شورای امنیت به ریاست رئیس جمهور، محدودیت های رسانه ای را تشدید می نماید.

در این بین صدا و سیما با رفتار منفعلانه خود گامی در راستای اجرای اهداف شبکه های معاند بر می دارد و مثل همواره دیرتر از سایر رقبا به بحران ها وارد می گردد.

علی علیزاده در کانال تلگرامی خود در رابطه با ورودِ صداوسیما به بحران ها نوشت:آنچه صدا و سیما از مدیریت بحران آموخته است یک کلمه است، سر در برف کشیدن و انتظار تا بحران تمام گردد؛ انگار نمی دانند دور تا دور این کشور را پایگاه های نظامی آمریکا محاصره نموده اند و دور تا دور اذهان مردم را هم پایگاه های رسانه ای دشمن محاصره نموده. در نتیجه انفعال ما تنها و تنها به معنای واگذاری خطوط دفاعی و بی پناه گذاشتن شهر در مقابل اشغال فرهنگی است.

صدای آمریکا، رسانه ملی

بر خلاف رسانه ملی شبکه هایی همچون بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال از ابتدای گرانی بنزین با معترضان همراه شدند؛ تنها با گذشت 2 ساعت از خبر گرانی بنزین، بی بی سی فارسی فراخوان مردمی راه می اندازد و می گردد صدای مردم ایران. نارضایتی شهروندان از شرایط مالی، عدم همراهی رسانه های داخلی و ایجاد موج های اعتراضی توسط شبکه های مثل بی بی سی جریان اعتراضات را تغییر می دهد و موجب تحریک و تهییج احساسات مردم می گردد.

به جای آن که رسانه ملی اعتراضات مردمی را منتشر کند و از شرایط نابسامان مالی مردم بگوید، بی بی سی وقایع و فیلم اعتراضات را از چندین زاویه پخش می نماید؛ پوشش ویژه خبری از اعتراضات راه می اندازد و برنامه هایش را زودتر از گذشته برگزار می نماید.

در رسانه های رسمی ایران خبری از آمار کشته شدگان نیست اما آمار کشته های بی بی سی هر لحظه به روز می گردد؛ آماری که موجب تحریک نهادهای بین المللی می گردد؛ مجریان بی بی سی نیز برای اعتراضات خط مشی مشخص می نمایند و سعی می نمایند با ایجاد دوقطبی و دامن زدن به شایعات، به عطش معترضان بیافزایند.

به بهانهی مصلحت

دفع حداکثری رسانه ملی در بحران هایی نظیر گرانی بنزین، موجب جذب چند برابری رسانه هایی همانند BBC که از آشوب ها تغذیه می نمایند، می گردد؛ رشد چند برابری صفحات مجازی بی بی سی در گرانی بنزین، موید این نکته است.

اما برای حل این مسائل آن چه در وهله اول باید رخ دهد تدوین الگویی مطلوب برای مدیریت رسانه به ویژه در بحران هاست، اگر ساختار فعلی رسانه ملی تغییر نکند، راویان دیگری رویدادهای داخل ایران را روایت می نمایند و جایگزین رسانه ملی می شوند، حتی اگر ملی هم نباشند.

پس صدا و سیما باید به دنبال راهکار هایی برای ملی شدن، باشد تا اعتماد از دست رفته مردم، دوباره برگردد؛ انعطاف پذیری صدا و سیما به جای انفعال، به مراتب در حفظ امنیت ملی تاثیرگذارتر خواهد بود؛ سکوت کردن در بحران ها، آن هم برای رسانه ای ملی تنها مصلحت را فدای مصلحت می نماید.

منبع: خبرگزاری دانشجو
انتشار: 3 دی 1399 بروزرسانی: 3 دی 1399 گردآورنده: rezaruigari.ir شناسه مطلب: 1231

به "صدای آمریکا؛ سیمای ایران" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "صدای آمریکا؛ سیمای ایران"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید